نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

فرهنگ‌سازي اقدام و عمل است نه بازي با كلمات

به مناسبت اتمام سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل

يك: در اين كشور هركسي هر جايي نمي‌تواند پاسخگو باشد و مي‌خواهد به نوعي از زير سؤال دربرود و فرافكني كند و بار مسئوليت را از شانه‌هاي خود بردارد مفر خوبي پيدا كرده است، راه دررويي كه حرف ندارد و مي‌تواند او را به چشم برهم زدني نجات دهد و آن مفر و نجات‌دهنده چيزي نيست جز يك كلمه به نام «فرهنگ‌سازي». كافي است به مصاحبه‌هاي مسئولان و مديران كشور در سطوح مختلف توجه كنيد و اين كليدواژه را از خلال اظهارات آنها بيرون بكشيد تا متوجه شويد كه چند بار در يك گفت‌وگو وقتي كه كار بيخ پيدا مي‌كند و مصاحبه‌كننده مي‌خواهد مدير و مسئول را به گوشه رينگ ببرد چطور آن مسئول بدل مي‌زند و با اسم رمز نجات‌دهنده‌اي به نام فرهنگ‌سازي از گوشه رينگ بيرون مي‌آيد و دست برتر را مي‌گيرد. اظهارات هم در اين باره مشابه است؛ كافي است هر جايي كه مديري از جواب گفتن باز مي‌ماند بگويد بايد در اين باره فرهنگ‌سازي شود. مثلاً چرا وضعيت تلفات سوانح رانندگي بالاست؟ بايد فرهنگ‌سازي شود. چرا وضعيت ترافيك داخل شهري اينگونه است؟ بايد فرهنگ‌سازي شود. چرا هواي شهرها آلوده است؟ بايد فرهنگ‌سازي شود. چرا مردم اضافه وزن پيدا كرده‌اند؟ بايد فرهنگ‌سازي شود. چرا گرايش به فست‌فودخوري در جامعه بالا رفته است؟ بايد فرهنگ‌سازي شود. چرا آستانه تحمل آدم‌ها پايين آمده است؟ بايد فرهنگ‌سازي شود. مي‌بينيد كه اين كلمه فرهنگ‌سازي چقدر عالي است و در همه موقعيت‌ها جواب مي‌دهد و آخ هم نمي‌گويد. 
دو: اما حقيقت ماجرا چيز ديگري است. قرار نيست كه ما تنبلي‌ها، ركود ذهني، مطالعه نداشتن و ميل به مبهم و كلي حرف زدن و تخصص نداشتن و بدنه تنبل مجموعه تحت مديريت خود را اين طور در لفافه فرهنگ‌سازي بپيچيم و اين واژه را هم با اين محتواي آلوده خراب كنيم. همچنان كه متأسفانه امروز كلمه فرهنگ‌سازي مثل واژه‌هايي از اين دست با محتواي آلوده و مسمومي كه در آن ريخته شده خراب شده است، در حالي كه فرهنگ‌سازي بازي با كلمه نيست. اگر امروز رهبر معظم انقلاب شعار سال را «اقتصاد مقاومتي، اقدام و عمل» مي‌نامد اين به آن معناست كه ما سال را با بازي با كلمه سپري نكنيم و فقط حرف و حرف و حرف نباشد حتي اگر اين حرف‌ها بازنشر دوباره و سه باره حرف‌هاي رهبري هم باشد و به اين صورت عده‌اي هم اينگونه از زير بار مسئوليت خود فرار كنند. 
سه: كمپين 400 فروشگاه كفش در تبريز با عنوان «با افتخار فقط كفش تبريز مي‌فروشيم» به همت بازاري‌هاي تبريز و به جهت مقابله با عرضه و فروش كفش‌هاي چيني و تايلندي و ويتنامي مي‌تواند نمونه‌اي از يك فرهنگ‌سازي سالم باشد. آنچه رسانه‌ها در اين چند روز منتشر كرده‌اند، حاكي از‌ آن است كه اين كمپين مردمي به ساير شهرهاي اين استان هم سرايت كرده و آنها هم به اين كمپين پيوسته‌اند؛ حركتي دلگرم‌كننده و واقعي كه مي‌تواند مثل يك دومينو فضاي كل كشور و حتي اصناف ديگر را هم دربر بگيرد. رئيس اتحاديه توليدكنندگان فرش تبريز هم در موضعي جالب توجه كنايه جالبي زده و گفته است: «تا كي غر بزنيم و التماس كنيم كه حمايتمان كنند؟ چقدر نامه به دولتي‌ها بنويسيم و در نشست‌ها سخنراني كنيم؟ ما از خودمان شروع كرديم.»
چهار: گمان مي‌كنم ما در اين كشور به اندازه كلمه با كلمات بازي مي‌كنيم و مسلماً مديران و مسئولان هم سردمداران بزرگ اين بازي با كلمات و رونق دادن به اين بازي دو سر زيان هستند كه بخشي از اين فرجامِ نافرجام اين بازي در نوع مواجهه مديران و مسئولان و حتي رسانه‌هاي ما با كلمه فرهنگ‌سازي ديده مي‌شود.