نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

سخنرانی حجت الاسلام روانبخش به مناسبت میلاد مبارک حضرت زینب کبری (س)

سلسله جلسات معرفتی کانون توسعه ارزش ها

به دعوت مجموعه های فرهنگی مستقر در مسجد میرزا محمد حسین و پایگاه شهید مطهری و در ادامه سلسله جلسات معرفتی کانون، جناب حجت الاسلام روانبخش چهارشنبه شب سخنران مراسم میلاد مسعود زینب کبری (س) بودند.
در زیر نکاتی از سخنان حجت الاسلام روانبخش می آید
دیروز خدمت آقا بودیم و بحث ها امیدوار کننده و بصیرت بخش بود. حضرت آقا در فتنه 88 فرمودند عمیق بود و فرمودند لایه هایی دارد و ساده اندیشی نکنید و بروید لایه آن را بررسی کنید و فرمودند که ریشه های آن به 20 سال قبل برمی گردد که عملا آغاز دولت کارگزاران را احتمالا اشاره داشته اند.
 
آقا رمز دشمنی با ما را تمدن ما اسلام ما و ریشه های ما دانستند. قبل از انقلاب دو مکتب مارکسیسم و لیبرالیسم توسعه زیادی در کشور داشتند ولی به صورت قیچی برای بچه مذهبی ها عمل می کردند و می گفتند کار دین تمام است و به یک باره امام وسط میدان قرار گرفت و نه شرقی و نه غربی را ندا داد و
امام به کسی تکیه کرد که فرو نمی پاشید [خداوند قادر متعال].
 
رییس اداره امنیتی فرانسه کتابی نوشته است به نام جنگ جهانی چهارم. می گوید جنگ بعدی جنگ عقیده است و خمینی همه معادلات دنیا را به هم ریخته است. ریگان وقتی وارد کاخ سفید شد و با پدیده جدید انقلاب اسلامی روبرو شد، با این آقای "کنت دمارانش" نشست. او به ریگان گفت این ها انسان را بنده خدا می دانند و حاضرند در راه عقیده اشان قطعه قطعه شوند. ریگان از رییس سازمان سیاه خواست تا با این شخص طرحی بیاورند برای مقابل ایران اسلامی و نتیجه این بود که باید ایدئولوژی انقلاب را از بین ببرید و فساد فکری را با فساد اخلاقی هم زمان ترویج کنیم.
 
اینها کتاب های زیادی نوشتند و ترجمه کردند و ترویج نمودند. از طرفی متفکران انقلاب مثل شهید مطهری بهشتی باهنر مفتح صدوقی و مدنی را زدند چون این ها می توانستند سنگر فکری را حفظ کنند.
از طرف دیگری اکبر گنجی ها و سروش ها را در ایران ترویج کردند و دیدیم عاقبت ایشان چه شد. سعید حجاریان تو فتنه دستگیر شد و اقرار کرد من اون کتاب ها را خواندم و مبانی فکری او تغییر یافته بود.
در مقابله با این تهاجم همه جانبه چند سالی مجموعه ای به نام حوزه و دانشگاه تشکیل شد و کارهای خوبی انجام داد که با آمدن میرحسین موسوی بلافاصله تعطیل شد. البته کار نخوابید و در موسسه در راه حق کار ادامه یافت و منجر شد به موسسه امام خمینی ولی اون هدف اصلی که انقلاب فرهنگی بود که بایستی در دانشگاه اتفاق می افتاد نیافتاد. و جالب اینکه امروز هم دقیقا بودجه این موسسه را میزنند. بطوریکه پارسال 28 میلیارد بود 14 میلیارد تخصیص یافت و امسال 14 میلیارد بسته اند چه خواهد شد.
و اما سال های ریاست جمهوری هاشمی مرکزی درست کردند به نام مطالعات استراتژیک بر خلاف اهداف انقلاب و متاسفانه آقای روحانی رییس این مرکز بود. آقایانی مثل کدیور، سریع القلم، حسین بشیریه و ... جالب اینست که روحانی در مقدمه کتابی از این مرکز می نویسد بین رشد و هویت تضاد وجود دارد و باید بین این دو تعادل برقرار کنیم. در این کتاب سریع القلم نوشته است استقلال را باید داد رفت، از قانون اساسی کلمات سلطه، بیگانه و.. را برداریم و از خارجی ها بخواهیم برایمان قانون بنویسیم. نوشته دست از اسلام حداکثری برداریم. البته ایشان تا این اواخر مشاور روحانی هم بوده است.
البته سال های 84 انقلاب به ریل خودش برگشت.
حضرت آقا جوانان را تو صحنه آوردند و نشان دادند که اسلام ناب محمدی قابلیت پیشرفت به همرا سربلندی برای کشور را دارد. تهرانی مقدم ها را آقا تشویق کردند. سلول های بنیادی و مرحوم کاظمی را ایشان پیگیری نمودند. 35 روزه میله سوخت را شهید شهریاری ها ساختند. و راکتور را راه انداختند. موجود زنده را به فضا فرستادند. پهبادهایی با آخرین فناوری را ساختند. خود امریکایی ها گفتند ایرانی ها در 15 کیلومتری بالای جو ماهواره جاسوسی ما را زده اند.
و خلاصه تفکری است که می خواهد بگوید تفکر دینی کارآمدی ندارد و حضرت آقا و بچه های انقلاب می خواهند ثابت کنند که دین کارآمد است و شما اهل این تفکر هستید که مخل آن هستید.