نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

ستاد جنگ‌هاي نامنظم كانون آدم‌سازي بود

همرزمان شهيد چمران در گفت‌و‌گو با «جوان» از حسن‌خلق دكتر مي‌گويند

خيلي از ما شهيد چمران را به عنوان يك نخبه علمي و نظامي مي‌شناسيم؛ دانشمندي كه در بهترين دانشگاه‌هاي امريكا تحصيل كرد و چريكي كه برترين دوره‌هاي آموزشي را در مصر گذراند. اما وقتي با همرزمان شهيد گفت‌و‌گو مي‌كنيم، آنچه او را در ذهن‌شان ماندگار كرده است، نه كلمات قصارش بود و نه ايده‌هاي نظامي عالي‌اش، رزمندگان آقا مصطفي را به خوش خلقي و رفتارهاي حسنه‌اي مي‌شناسند كه باعث شده پس از گذشت 35 سال از شهادتش، همچنان گرماي قلب مهربانش را احساس كنند و از او به عنوان يك انسان والا، دوستداشتني و در عين حال متواضع ياد كنند. گفت‌و‌گوي «جوان» با چند تن از همرزمانش را پيش رو داريد. 
 اصل حسن‌نيت
محمد نخستين از همرزمان شهيد  مي‌گويد: شهيد چمران به عنوان يك فرمانده طوري با نيروهايش رفتار مي‌كرد كه همه بي‌چون و چرا حرفش را قبول مي‌كردند. روش‌شان در برخورد با ديگران بر مبناي اصل حسن‌نيت شكل مي‌گرفت. به طور مثال وقتي ما قله‌هاي الله‌‌اكبر را فتح كرديم، بني‌صدر با وجود كارشكني‌هايي كه در روند عمليات انجام داده بود، به سرعت با هليكوپتر خودش را به منطقه رساند و همان روز راديو اعلام كرد رئيس‌جمهور طي عملياتي موفق، باعث فتح قله‌ها شد! وقتي موضوع را به دكتر گفتيم تنها يك جمله گفت «اگر براي خدا كاري مي‌كنيم اين چيزها مهم نيستند.»
مي‌بينيد! وقتي دكتر با فردي چون بني‌صدر اين رفتار را داشت، در برابر رزمندگان طوري رفتار مي‌كرد كه همه عاشق و شيفته‌اش مي‌شدند. در ستاد جنگ‌هاي نامنظم از هر قشر آدم وجود داشت. از يك عده موتورسوار كه خود چمران آنها را آورده بود گرفته تا ارتشي، سپاهي، بسيجي و... اما همگي آنها حول محور شخصيتي چون چمران پروانه‌وار مي‌گشتند و از نور وجودش بهره مي‌بردند. 
 نفس گرم دكتر
احمد گنجور از ديگر همرزمان شهيد چمران كه به دليل حرفه عكاسي‌اش آخرين تصاوير از نحوه مجروحيت و شهادت دكتر را نيز به ثبت رسانده، در خصوص حسن رفتار چمران مي‌گويد: وقتي براي اولين بار با دكتر روبه‌رو مي‌شدي، ‌صرفنظر از آنكه چه اسم و رسم و مقام و جايگاهي داشتي، ‌چنان با تو رفتار مي‌كرد كه انگار ساليان درازي است او را مي‌شناسي و جزو دوستان نزديكش هستي. دكتر در مصافحه با تك تك نيروها معمولاً دست طرف مقابل را به گرمي مي‌فشرد و دست ديگرش را به پهلوي رزمنده مي‌انداخت و او را به طرف خودش مي‌كشيد و گرم و صميمي با هم‌صحبتش وارد گفت‌و‌گو مي‌شد.  خود من براي اولين بار دكتر را در چنين شكل و شمايلي ملاقات كردم. همين يك ديدار باعث شد كه شيفته‌ رفتارش شوم. جايگاه دكتر طوري بود كه نيازي به اين رفتارها نداشت. اما شهيد چمران قلب مهرباني داشت و رفتار سرشار از عطوفتش از همين قلب مهربان نشئت مي‌گرفت و با صداقتي كه در كلام و رفتارش داشت، انسان را شيفته مي‌كرد. سال‌ها از شهادت دكتر مي‌گذرد، اما هنوز گرماي قلب مهربانش را احساس مي‌كنيم. 
  تويي كه نمي‌شناختمت
مختار احمدي‌پور از موتورسواران ستاد جنگ‌هاي نامنظم مي‌گويد: برخوردي كه در مجموعه شهيد چمران با ما مي‌شد كاملاً ما را جذب كرد. من آن زمان جواني بودم كه شايد نمازم را هم نمي‌خواندم ولي وقتي ستاد جنگ‌هاي نامنظم ‌رفتم آنچنان جذب شهيد چمران، اين انسان بزرگوار شدم كه تا وقتي زنده بود اصلاً نمي‌توانستم به شهر خودم برگردم. اگر قرار بود 10 روز مرخصي بروم سه روزش را در شهرمان مي‌ماندم و دوباره به عشق دكتر چمران برمي‌گشتم. 
ستاد جنگ‌هاي نامنظم همه جور آدمي را مي‌پذيرفت. كساني مي‌آمدند و بعد از يك هفته چنان از لحاظ روحي و معنوي بازسازي مي‌شدند كه كسي باور نمي‌كرد اين انسان پنج روز پيش باشد. از همه افراد استقبالي مي‌شد كه باعث جذب نيروها بود. 
دكتر از لحاظ شخصيتي جذبه خاصي داشت كه ناخودآگاه آدم را جذب مي‌كرد. حتي من يك بار بعد از شهادت چمران از همسر ايشان سؤال كردم و از او خواستم چيزهايي كه درباره چمران مي‌داند را برايمان بازگو كند تا بيشتر او را درك كنيم كه همسرش پاسخ داد خودم هنوز چمران را نمي‌شناسم و نتوانسته‌ام او را درك كنم. اين حرف‌ها را كسي مي‌زند كه سال‌ها با او زندگي كرده است. ديگر درك شهيد چمران براي ما كه در ماه او را يك يا دو بار مي‌ديديم خيلي سخت بود. آنقدر شخصيت بزرگي داشت كه نمي‌شود به راحتي به زبان بيان كرد. فكر هم نمي‌كنم كسي پيدا شود كه بتواند شخصيت شهيد چمران را با زبان بيان كند. 
  فرماندهي دلسوز
حميد باوي‌فر از نيروي ستاد جنگ‌هاي نامنظم: همه مي‌توانستند در گروه شهيد چمران شركت كنند. ولي دكتر يك ايده ‌و شگرد خاصي براي ستاد داشت كه هر كس لياقت و شايستگي‌اش را نشان مي‌داد هر امكاناتي را كه مي‌خواست در اختيارش قرار مي‌داد. صبر و مقاومت شهيد چمران مثال‌زدني بود. مهم‌ترين ويژگي يك فرمانده نظامي خونسرد بودن و صبوري اوست كه بتواند در مقابل مشكلات ايستادگي كند. ممكن است در يك عمليات موفق نشود و تلفات بدهد و يك فرمانده بايد صبور باشد و نه تنها خودش را بازنده نشان ندهد بلكه به فكر پيروزي باشد.  خلق نيكوي شهيد چمران و سركشي او به رزمندگان از ويژگي‌هاي بارزش بود. حس مي‌كرد يك بار سنگين روي شانه‌هايش قرار داد و مهم بود كه چگونه مسئوليتش را انجام دهد. مسئوليت سنگيني روي دوشش احساس مي‌كرد كه چرا كشور ما مورد حمله واقع شده و در فكر اين بود چگونه با كمترين تلفات و امكانات نيروهاي دشمن را از خاك خودمان بيرون كنيم. ما هم در جنگ تحميلي غافلگير شديم و آمادگي كاملي براي مقابله نداشتيم و بعدتر با كلمه وحدت و انسجام توانستيم مشكلات را برداريم و دستورات امام(ره) را اجرايي كنيم و بر دشمن چيره شويم و از خاك خودمان بيرون كنيم. 
 شخصيت مشعشع
ايوب آقاخاني، كارگردان نمايش چمران مي‌گويد: اگر به زندگي و شخصيت چمران مي‌پردازم به اين دليل است كه يكي از پيچيده‌ترين ‌شخصيت‌هاي جنگ هشت ساله است. كمتر كسي را مي‌توانيم با اين ابعاد پيدا كنيم. تحصيلكرده امريكا، تجربه زندگي در غرب، انسان باسوادي كه در ميان فضاي تعريف شده ناسا جايگاه دارد اما همه اينها را كنار مي‌گذارد و به سراغ اعتقاداتش مي‌رود. به رصد شخصي من هيچكس اين ابعاد شخصيتي را ندارد. به اين باور دارم كه در تاريخ هشت ساله جنگ ايران و عراق در كمتر شخصيتي تا اين اندازه پيچيدگي وجود دارد. جمع سواد، اعتقاد و زندگي عجيب و غريب شخصي در كنار مهارت‌هاي رزمي از چمران شخصيتي مشعشع ساخته است.